خرید بک لینک
بر شانههایم تیشهی تردید میافتاداز دَر وَ دیوار آتشِ تهدید میافتاددر خواب میدیدم که اقیانوسِ افسوسمتیر غروب از جانب خورشید میافتاد...یونس نبودم ای عجب هربار با ناممتقدیرِمن، در قعر غم، تعمید میافتادهی پشت هم بد، پشت هم بد، بد میآوردمدر فال قرآن هم مرا تحدید میافتاد...انگار یک بت بودم از اعماق دورانهابر عاشقانم قرعهی تبعید میافتاد...#مینامهرآفرینبداهه چند شب پیش شاید برای سرزمینم بت زیبارویی که از درون در حال تباهی و ویرانی و فساد است و این روزها در حال گذار از مذهب... شاید برای آنها که با اندوعی عمیق، مام وطن را بدرود گفته اند و با امید به ساختن آیندهای روشن برای نجات کودکانشان از چنگال ضحاک زمانه گریختهاند... برچسبها: شعر, مینامهرآفرین

برچسب: نویسنده: کاوه صفری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1402 ساعت: 14:23

سنگی است زیر آبدر گود شب گرفته دریای نیلگونتنها نشسته در تک آن گور سهمناکخاموش مانده در دل آن سردی و سکوناو با سکوت خویشاز یاد رفته ای ست در آن دخمه سیاههرگز بر او نتافته خورشید نیم روزهرگز بر او نتافته مهتاب شامگاهبسیار شب که ناله برآورد و کس نبودکان ناله بشنودبسیار شب که اشک برافشاند و یاوه گشتدر گود آن کبودسنگی است زیر آب ولی آن شکسته سنگزنده ست می تپد به امیدی در آن نهفتدل بود اگر به سینه دلدار می نشستگل بود اگر به سایه خورشید می شکفت#هوشنگ_ابتهاج

برچسب: نویسنده: کاوه صفری تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1402 ساعت: 13:19

صفحه بندی